نگاشته شده توسط: aftao | آوریل 10, 2009

ناشناخته ها

derakht-tabe-5

چشم درخت . دیماه 87 . تپه های بالای خونه . تک درخت من . تمام خواهر زاده های دختر

ناشناخته ها

بوی آسمان در صدای پلکهای تو مرا فرا می گیرد
چقدر کوچک بودی آسمان بیکران برای این تمثیل
چشمهای تو پر از عجایب آفرینش است
چگونه در اندک فرصت پلک زدنی این دنیای ناشناخته را کشف کنم؟!
چشمانت از نگاه من چشم برمی دارد آنگاه در امتداد نگاه تو کهکشانها تصور مرا احاطه می کنند
هر نگاه تو دنیایی است.
وای
چشمهای تو کشف ناشدنی است
وای
گیج می شوم
سهم من از این عظمت چیست؟
جهانی که تو به من ارزانی دادی از گنجایش دستانم بزرگتر است
تو مرا در آغوش بگیر، ای ناشناخته


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.