نگاشته شده توسط: aftao | نوامبر 1, 2009

سبز سبزم ریشه دارم / مسعود رسام رفت

یه خونه هرجایی میتونه باشه.
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه.
میتونه تو یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچست باشه.
میتونه بزرگ، یا میتونه کوچیک باشه.
میتونه برای هر کس مفهومی داشته باشه،
یا هر رنگی داشته باشه.
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه.
میتونه به رنگ قرمز یا به رنگ…
ولی بنظر من، یعنی بهتر بگم ما معتقیدم
خونه هر چی که باشه باید سبز باشه.
بله سبز و همیشه سبز.

….
خانه سبز
تیتراژ پایانی سریال خاطره انگیز خانه سبز تقدیم بر کسانی که دلشان سبز است!

دانلود با حجم تنها ۱/۵ مگابایت به صورت مستقیم

سبز سبزم ریشه دارم
من درختی استوارم

سبز سبزم ریشه دارم
در زمستان هم بهارم

شور و عشق و شادیم را
از خدایم هدیه دارم

هرچه هستم هرچه باشم
چشمه ام پاکم زلالم

سبد سبد ستاره
از آسمون می باره

تو قلب پاک گلدون
بهار خونه داره

بیا بیا دوباره
چشام به انتظاره

بارون داره میباری
بوی تو رو میاره…
1246716545
یا حسین!

نگاشته شده توسط: aftao | آوریل 10, 2009

ناشناخته ها

derakht-tabe-5

چشم درخت . دیماه 87 . تپه های بالای خونه . تک درخت من . تمام خواهر زاده های دختر

ناشناخته ها

بوی آسمان در صدای پلکهای تو مرا فرا می گیرد
چقدر کوچک بودی آسمان بیکران برای این تمثیل
چشمهای تو پر از عجایب آفرینش است
چگونه در اندک فرصت پلک زدنی این دنیای ناشناخته را کشف کنم؟!
چشمانت از نگاه من چشم برمی دارد آنگاه در امتداد نگاه تو کهکشانها تصور مرا احاطه می کنند
هر نگاه تو دنیایی است.
وای
چشمهای تو کشف ناشدنی است
وای
گیج می شوم
سهم من از این عظمت چیست؟
جهانی که تو به من ارزانی دادی از گنجایش دستانم بزرگتر است
تو مرا در آغوش بگیر، ای ناشناخته

نگاشته شده توسط: aftao | آوریل 7, 2009

بگو بگو که چه کارت کنم

بگو بگو که چه کارت کنم بگو که چه کارت کنم ز گريه جويم و دل را

ببين ببين که فغانت کنم ببين که فغانت کنم ز خنده چينم و لب را

ببين ببين که نشانت کنم ببين که نشانت کنم ز فتنه کين‌م و آه

نماز شام غريبان چو گريه آغازم به مويه‌هاي غريبانه قصه پردازم

به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از ديار حبيبم نه از بلاد غريب مهيمنا به رفيقان خود رسان بازم

خداي را مددي اي رفيق ره تا من به کوي ميکده ديگر علم برافرازم

به کوي ميکده ديگر علم برافرازم

بيا بيا که نگارت شوم بيا که نگارت شوم به طرفه سايم و تن را

بيا بيا به زيارت شوم بيا به زيارت شوم چو خسته‌ پايم و آه

هماي اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذري بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روي تو عکسي به جام ما افتد

اگر ز روي تو عکسي به جام ما افتد

به نااميدي از اين در مرو بزن فالي

به نااميدي از اين در مرو بزن فالي بود که قرعه‌ي دولت به نام ما افتد ه

شکن شکن که شيارت کنم شکن که شيارت کنم ز شرح شاهد و شور آ

شکن شکن چه شرارت کنم شکن چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور

بيا بيا که نگارت شوم بيا که نگارت شوم به طرفه سايم و تن را ه

بيا بيا به زيارت شوم بيا به زيارت شوم چو خسته ‌پايم و آ

ببين ببين که فغانت کنم ببين که فغانت کنم ز خنده چينم و لب را

ببين ببين که نشانت کنم ببين که نشانت کنم ز فتنه کين‌م و آه

بيا و کشتي ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز

به نيمه ‌شب اگرت آفتاب مي‌بايد ز روي دختر گل‌چهر رز نقاب انداز

به نااميدي از اين در مرو بزن فالي بود

به نااميدي از اين در مرو بزن فالي بود که قرعه دولت به نام ما افتد

بگو بگو که چه کارت کنم بگو که چه کارت کنم ز گريه جويم و دل را

بگو بگو که شکارت کنم بگو که شکارت کنم به غمزه مويم و آ

نماز شام غريبان چو گريه آغازم به مويه‌هاي غريبانه قصه پردازم
به نيمه ‌شب اگرت آفتاب مي‌بايد ز روي دختر گل‌چهر رز نقاب انداز
هماي اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذري بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روي تو عکسي به جام ما افتد
به نااميدي از اين در مرو بزن فالي بود که قرعه دولت به نام ما افتد

دسته‌ها